بسیج ترکیبی از کلمه سیج و باء اضافه است، و سیج فارسی کلمه صف می باشد و از مصدر سیجیدن منشعب شده است و در واقع این کلمه بِسیج است یعنی به صف و آماده.
بسیج به لحاظ لغوی به معنای سامان و اسباب ساز و سازمان جنگ : عزم و اراده ، آماده سفر شدن و آماده ساختن نیروهای نظامی یك كشور برای جنگ می باشد . ( دهخدا ، 1372 )
همچنین معانی دیگری هم در فرهنگ لغات برای آن استعمال شده است.

سلاح، اسباب، وسایل، جهاز. تجهیزات.
آمادگی، آماده سفر شدن.
قصد، اراده، عزم، عزیمت.
آماده ساختن نیروی نظامی و تمامی ساز و برگ سفر و جنگ.
این لغت سابقه طولانی در ادبیات فارسی دارد. برخی معتقدند اولین بار فردوسی از این لغت استفاده نمود.
آنجا که در شاهنامه آورد:
عماری بِسیجید و آمد به راه نشسته بدو اندرون جفت شاه
همچنین جای دیگر در شاهنامه داردکه:
بِسیجید و برساخت راه گریز بدان تا نیابد بدو رستخیز
جامی در هفت اورنگ:
همه روی در حجازند در نیت حج بسیج سازند.
انوری در دیوان اشعار:
برخیز و بسیج آنجهان کن خوش خوش اینجا علف گلخن دوزخ بمکش.
در اساسنامه بسیج مستضعفین ، بسیج را به این صورت تعریف كرده اند:
« بسیج نهادی است تحت فرماندهی مقام معظم رهبری كه هدف آن نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و جهاد در راه خدا و گسترش حاكمیت قانون خدا در جهان طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران و تقویت كامل بنیه دفاعی از طریق همكاری با سایر نیروهای مسلح و همچنین كمك به مردم هنگام بروز بلا و حوادث غیر مترقبه می باشد». (سپاه از دید قانون1362)
برچسب:
نویسنده: صفورا ریسی